به زودی در این مکان توضیحی مختصر درباره بلاگ داده خواهد شد.

کدامین فرقه,احمد شاملو

نه کسی را به صداقت یـارید، نه کسی را به صراحت دشمن می دارید. از کدامین فرقه اید ؟

احمد شاملو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

توئیت شماره یک

پیف پاف شدگانیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شیعه مرتضی علی

شیعـه مرتضی علی عمـر تلف نمی کند ؛ از لحظات و فرصتش صرف نظـر نمی کند
تا نرسیده مـــرگ تو ، توبه کن ازگنــاه خویش ؛ مرگـــ و اجــل فرا رسد ،توبه اثر نمی کند
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ما که رندیم و گدا

قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند ؛ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

حافظ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

احمق شدن

انسان ها نادان به دنیا می آیند ، نه احمق ؛ احمق شدن نیاز به آموزش دارد

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

تنوع,داستایوفسکی

داستایوفسکی میگه : آدم های خوش بخت همشون شبیه همدیگه هستن ؛ تنوّع توی ما بد بخت هاس

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

حسادت

هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری را نخور ؛ حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دکتر شریعتی

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن !

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

لالایی,احمد شاملو

عشق من کودک بمان دنیا بزرگت میکند
بره باشی یا نباشی ؛ گرگ ، گرگت میکند

عشق من کودک بمان دنیا مداد رنگی است
بهترین نقاش باشی ، باز رنگت میکند

عشق من کودک بمان دنیا دلت را میزند
سخت بی رحم است ، میدانم که سنگت میکند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مرا دو گوش داده اند و یک زبان

‌ ازحکیمی پرسیدند که چرا استماع تو از نطق تو زیادت است؟

گفت: زیرا که مرا دو گوش داده اند و یک زبان ، یعنی دو چندان که می گویی می شنوی...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ساده دوستت دارم

عشقم...

ساده دوستت دارم
بی آسمان ریسمان
به سادگی اعتراف به عشق
زیر باران...

به سادگی دختر تازه بالغ ایلیاتی
که حتی باران
آرایش اش را پاک نمی کند...

ساده دوستت دارم
به سادگی این شعر
که اعتراف به دوست داشتن ات کرد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

استاد و شاگرد نقاش

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.

استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

شاگرد فکری به سرش رسید ، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .

استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟

شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید

غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰