۷ مطلب با موضوع «شــعر سپید» ثبت شده است

فلاکت

با فَلک در فِلاکت تو کوُرسم

شاهین نجفی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اصلا من بد

اطرافمان مُشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند و حقارتشان را در تَصوّر تخریب ما زنده میکنند

شاهین نجفی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دروغ سال

ناراحت نشو اگه بی ادبم یکم ؛ حداقل راس میگم وُ کــ... نمیگم بِـت

جیدال

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آسمان تف میکند

آسمان تُـف میکند باران خود را بر سَرم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تقدیم به ...

تقدیم به بحثای مفصل که آخرش کشندس
سلامتی نابودی، ناباوری مقدس

بامداد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ساده دوستت دارم

عشقم...

ساده دوستت دارم
بی آسمان ریسمان
به سادگی اعتراف به عشق
زیر باران...

به سادگی دختر تازه بالغ ایلیاتی
که حتی باران
آرایش اش را پاک نمی کند...

ساده دوستت دارم
به سادگی این شعر
که اعتراف به دوست داشتن ات کرد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ساختن ذهن و دل

زیباترترین معماری من ، ساختن "ذهن و دل" خویشتن است
در گستره ی وسیع اندیشه ی خود
سازه ای باید ساخت
با ستونهایی برافراشته از افکارم
و مصالح ،
همه از جنس امید ،
و مراقب باشم ؛
نقش "افکار غلط" در ذهنم
نقشه ی "تخریب بنیاد" من است
میتوان زیبا زیست
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم
نه چنان بی مفهوم
که بمانیم
میان بد و خوب.
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید
عشق باشیم و سراسر خورشید
زندگی همهمه مبهمی از رد شدن خاطره هاست
هر کجا خندیدیم
هر کجا خنداندیم
زندگانی آنجاست
بی خیال همه تلخی ها

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰